بازگشت کدخدا

روستای-شاپور-آباد-خانه-کدخدا-

روستای  شاپورآباد خانه کدخدا

امروز بعد از گذشت پنجاه سال مسلم شده است اصلاحات تقسیم اراضی شاه اشتباه مهلک بوده است. هر چند خیرخواهی و نیت خیر در آن بوده باشد. مخالفان تقسیم اراضی از روز اول خان زاده ها و فرزندان تحصیل کرده آنها و  بخشی از روحانیت بوده اند. خوانین چون زمین های خود را از دست دادند از این اقدام بشدت ناراحت شدند. این اقدام شاه بشدت موجب استقبال چپ ها و سوسیالیست ها قرار گرفت. روی کاغد و منطق در آن زمان کار شاه معقول و انسان دوستانه به نظرمی آمد اما نتایج وخیمی که بعدها اثرات آن نمایان شد اشتباه بودن این اقدام این شاه را نشان داد بطوری که با قاطعیت می توان گفت انقلاب سال 57 یکی از تبعات حتمی قانون اصلاحات اراضی شاه بوده است. ممکن است شاه واقعا با نیت خالص و خدمت به فقرا ومحرومین در روستاها که توسط برخی خوانین زیاده خواه و ستمگر به بردگی و استثمار کشیده می شدند این کار را  کرده باشد. اما واقعیت این است که خوانین چراغ روستاها و کشاورزی  و اقتصاد را روشن نگاه داشته بودند.

بعد از تقسیم اراضی و اخراج خوانین از روستاها ناگهان روح مرگ بر روستاها و کشاورزی استیلا یافت. کشاورزی نابود شد و نشاط از روستاها رفت و جمعیت شهری که آن موقع بیست درصد بود ناگهان بطور عجیب رشد یافت طوری که الان جمعیت روستایی ایران رو به انقراض نهاد. روند حرکت تولید از روستا به شهر واژگونه شد. میلیون ها روستایی به شهر رفتند.

خان ها با حتی آن بدی هایشان اما نشاط جنبش پویایی و زندگی را در روستاها نگه داشته بودند. با حذف خوانین پایه های مهم سلطنت پهلوی شکست چون روحانیون هم از اصلاحات اراضی حمایت نمی کردند و دو قشر و رکن مهم سنتی چند هزار ساله حامی سلطنت یعنی روحانیت و خوانین دلخور شدند و از حکومت گسستند. کشاورزی نابود شد روستاها که منبع تولید بودند از بین رفتند.

روستاها فقط منبع تولید کشاورزی نبودند بلکه تمام صنایع آن روزها در روستاها مجتمع بود. از گلیم دارو نساجی مس گری فلزات لوازم خانه همه و همه در روستا تولید می شد.اکنون بعد از گذشت پنجاه سال روستاها هنوز مرده اند و تنها راه بازگشت به دوران طلایی روستا بازگشت کدخداها است. در آن موقع هر خانی چندین روستا داشت و کدخداها را خوانین نصب می کردند. کدخانه و خانه اش منبع حیات نشاط و روشنایی و مدیریت هر روستا بود هر چند ستمهایی هم در میان بود. ساختار روحی و اجتماعی بشر مانند زنبورهای کندوی عسل است و باید یک نفر در رتبه های بالاتر باشد. اما با وجود شوراهای روستاها می توان نقص و معایب گذشته را جبران کرد. شورای روستاها می توانند کدخدا تعیین کنند و بین کدخداهای روستاها رقابت اقتصادی باشد. همانطور که بین خان ها رقابت وجود داشت. با بازگشت کدخداها که با رای مردم انتخاب می شوند یا شوراها البته بهتر است با رای مستقیم مردم  روستا باشد و شورا ناظر بر رفتار کدخدا باشد. بازگشت کدخداها کارایی و نشاط روستاها و شوراها را چند برابر می کند. جریان زندگی و تولید باید دوباره به روستاها باز گردد و این می تواند از طریق احیاء سیستم کدخدایی باشد. به راحتی می توان با سیاستهای مدبرانه دوباره مردم با به بازگشت روستاها به منظور کار های تولیدی تشویق کرد و دولت امیتازات خاص برای تولید در روستا قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



بازگشت به بالا


فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر

  
  job