تاریخچه مرزهای ایران افغانستان

تاریخچه زیر روایت افغانستانی است و لزوما روایت همه بخش ها مورد قبول نیست. نویسنده از دوبار حمله انگلیس به ایران به منظور تحمیل کردن بر ایران و دست کشیدن و عقب نشینی از مناطق مرزی باستانی ایران بویژه هرات آگاهی ندارد.

مرز های ایران – افغانستان

مرز در بین افغانستان و ایران که بصورت عام در جهت شمال جنوب جریان دارد، فلات ایران را تقریبا دو نیم می سازد. تقسیم سیاسی این واحد بزرگ جغرافیایی – فرهنگی به سده ۱۸ بر می گردد، وقتیکه از خرابه های امپراتوری صفوی دو قدرت متخاصم درانی در شرق و قاجار در غرب ایجاد می شود. پس از نوسانات درازمدت در ساحه نفوذ هر یک، دوست محمد امیر کابل، هرات را در می ۱۸۶۳ می گیرد. با وجود طول کوتاه این مرز (۹۴۵ کیلومتر) پروسه مرزبندی آن بسیار طولانی (۱۸۷۲ – ۱۹۳۵) بوده است. این پروسه در سه مرحله و در سه بخش توسط کمیسیون های انتخابی بیطرف تعین می شود.

حوزه ابی سیستان که مخرج رود هلمند و چند رود دیگر است، یگانه ساحه پرنفوس در مرز بین ایران و افغانستان است. لذا از اهمیت ستراتژیک برخوردار بوده و در اواسط سده ۱۹ مورد مناقشه ارضی قرار می گیرد، جاییکه کابل و تهران بر سر اطاعت روسای محلی به رقابت می پردازند. ایرانیان با بهره برداری از سال های هرج و مرج پس از مرگ دوست محمد (۱۸۶۳) به آن منطقه پیشروی نموده، در ۱۸۶۵ ساحل راست هلمند و در ۱۸۶۵ نادعلی را اشغال می کنند. وقتی شیرعلی در ۱۸۶۸ بر تخت کابل می نشیند، تهدید او ناصرالدین شاه را متقاعد می سازد تا از برتانیه تقاضای داوری کند که مطابق به معاهده پاریس (۴ مارچ ۱۸۵۷) او را مکلف می سازد «برای تنظیم ادارات دوستانه و حل هر اختلافی در بین فارس و هرات یا افغانستان به برتانیه مراجعه کند». لذا کمیسیون داوری سیستان مرکب از افسران برتانوی زیر ریاست گولدسمیت (کسی که مرز در بین ایران و خانات کلات را در ۱۸۷۱ تکمیل کرده)، در فبروری ۱۸۷۲ از ساحه بازدید می کند. اما به علت مخالفت نمایندگان شاه، فقط ۴۱ روز در ساحه مانده و یافته های خود را در ماه اگست تسلیم تهران می کند. قسمت بزرگی به ایران و بخش کوچکی به افغانستان داده می شود. حدود ۳۰۰ کیلومتر سرحد تعین می شود اما علامه گذاری نمی گردد. شیرعلی تا اکتوبر ۱۸۷۳ راضی نمی شود تا اینکه یکنیم ملیون روپیه به عنوان جبران بدست می آورد. پس از آن مناسبات شیرعلی با برتانیه به تدریج سرد و متشنج گردیده و در ۱۸۷۸ باعث حمله دوباره انگلیس ها به کابل می شود.

پسانتر معلوم می شود که داوری گولدسمیت در ساحه برای علامه گذاری ناکافی است. زیرا ساحه از نگاه جغرافیایی ناپایدار و در امتداد مسیر دریای دلتا ساز یا سواحل جهیلی قرار دارد که در هر موسم تغیر میکند. این انتخاب به تنهایی باعث تصادمات سرحدی می شود، بدون ذکر مناقشات در تقسیم آب هلمند که در سالهای خشک سالی بطور خاصی تشدید می شود.

در ۱۸۹۶ سیلاب های استثنایی تغیراتی در مسیر عمده دلتای هلمند ایجاد می کند، از شاخه سیکسار شرقی تا کانال کهنه آبیاری، رود پریان واقع در غرب که کاملا در قلمرو پارسیان قرار داشته و باعث تهدید آبیاری سیستان افغانستان می گردد. در اول مقامات محلی موفق به حل مشکل می شوند: اعمار یک بند خاکی در رود پریان به خاطر ذخیره جریان در سیکسار. اما در خشک سالی ۱۹۰۲، کمبود آب باعث جنجال در بین مردم سرحدات سیستان گردیده و تصادمات نظامی صورت می گیرد که به دنبال آن باز هم از برتانوی ها تقاضا می شود به حیث داور در تعین دوباره مرز های مبهم عمل کرده و یک فارمول دقیق برای تقسیم آب هلمند فراهم کند. کمیسیون مرزی سیستان زیر ریاست شخص (مکموهن) ایجاد میشود که مرزهای جنوب افغانستان را خوب می شناسد. کمیسیون بیشتر از دو سال در ساحه می ماند (فبروری ۱۹۰۳ تا اپریل ۱۹۰۵). تیم مکموهن یافته های گولدسمیت را اصلاح و ۸۹ پایه در امتداد مسیر نصب میکند. سرانجام کمیسیون یکسوم آب هلمند را در مدخل سیستان به ایران داده و هر دو دولت را برای ذخیره مناسب برای شبکه آبیاری موجود (صرفنظر از تغیر در شاخه های دلتا) مسئول می سازد.

این تدابیر نیز برای ممانعت از اختلاف در بالای مرز ها و کار های آبیاری بزرگ در بالای رود هلمند پس از ۱۹۴۶(که باعث تهدید ذخیره آب برای تمام سیستان می شود)، کافی نمی باشد. پس از ناکامی مذاکرات دو جانبه، در ۱۹۵۱ یک کمیسیون سه جانبه بی طرف دریای هلمند (کمیسیون دلتای هلمند) با اعضای از کاناد، چیلی و ایالات متحده تشکیل می شود. این کمیسون حجم آب را مشخص و سهمیه تعین می کند. افغانستان سهمیه را می پذیرد، اما ایران آن را نه پذیرفته و بیشتر تقاضا می کند. لذا مناقشه برای دو سال ادامه می یابد تا اینکه در خشکسالی ۱۹۷۱ تشدید می شود. در این وقت مذاکرات دو جانبه در یک فضای دوستانه حل می شود: معاهده آب هلمند افغان- ایران در ۱۳ مارچ ۱۹۷۳ در کابل امضا شده و ایران سهم بیشتری از آب هلمند صاحب می شود. تصویب معاهده به علت سقوط حکومت شاه در جولای به تعویق می افتد تا اینکه در ۵ جون ۱۹۷۷ در تهران به تصویب رسیده و به یک منازعه مرزی یکصد ساله پایان میدهد.

مرزبندی بخش های دیگر مشکلات کمتری دارد، زیرا شامل باشندگان دایمی نبوده و در زمستان به حیث چراگاه های کوچیان و بدون ارزش اقتصادی استفاده می شود. ناحیه مورد مناقشه دشت هشتادان در جنوب گردش هریرود (که بخاطر مخروبه های ۸۰ قنات به این نام یاد می شود) از طریق داوری مکلین در دسمبر ۱۸۸۹ تعین می شود. او در ۱۸۹۰ – ۹۱ به تعداد ۳۹ پایه مرزی را در امتداد ۶۶ کیلومتر نصب می کند. بستر بالاتر هریرود یکی از پایدار ترین مرز ها در تمام آسیای میانه است. هیچ پلی در طول ۱۵۷ کیلومتر که مرز بین ایران و افغانستان را می سازد، وجود ندارد.

در بخش مرکزی، مرز های بین هشتادان و سیستان برای مدت طولانی تعین نشده و بعضا باعث مناقشات می شود تا اینکه در جون ۱۹۲۸ ایران و افغانستان توافق نامه ای را برای حل مسالمت امیز امضا نموده و ترکیه را به حیث داور انتخاب می کنند. این کمیسیون ترکی زیر ریاست فخرالدن التای در بین اکتوبر ۱۹۳۴ و می ۱۹۳۵ یک مرز حدود ۴۰۰ کیلومتری را با نصب ۴۸ پایه مرزی تعین می کند. همین کمیسیون ۵ پایه مرزی دیگر را در سواحل چپ هریرود نصب می کند که ۴۵ سال پیش مکلین نصب کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



بازگشت به بالا


فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر

  
  job